رابطه عميقي ميان عصبانيتهاي ما در زندگي و رستگار شدن ما وجود دارد.
در وبلاگي به نشاني http://bargehsabz.blogspot.com آمده است: مطمئنا شما بارها در زندگي عصبانيت را تجربه کردهايد. گاهي از کار کسي عصباني ميشويد و شايد گاهي از دست خودتان عصبي شدهايد.
لحظات عصبانيت عميقترين زمانها براي خودشناسي است، اگر از خود بپرسيم چه چيز ما را به هم ريخته است؟ بلاشک همه ما ميدانيم الخير ما في الوقع؛ هر آنچه رخ ميدهد حتما در آن خيري نهفته است.
گاهي ما با عقل دنيايي خود که محصور در زمان و مکان است و به همين سبب از توان درک خيرها محروم است، شروع ميکنيم به ديگران يا خودمان بد و بيراه ميگوييم، غافل از اينکه خداوند موهبت عصبانيت را به بشر عطاء نمود تا آزمايشي باشد براي سنجش اينکه چقدر به او و خيرهاي عظيميکه در کارها نهفته دارد معتقديم و ميتوانيم بر خود تسلط داشته باشيم و منتظر ديدن خير حوادثي باشيم که شايد در عقل ناقص ما، زندگيمان را تحتالشعاع قرار داده است.